روانشناسی ترید | سرمایه گذاری روی ذهن

منتشرشده توسط trade school در تاریخ

روانشناسی ترید | سرمایه گذاری روی ذهن

تقریبا همهء ما یک روند مشخص را برای ورود به بازارهای مالی طی می کنیم. شنیدن اسم بازارهای مالی، مطالعه در مورد آن، آشنایی با کسانی که این بازارها را آموزش می دهند،رویا پردازی و ایده های میلیاردر شدن سریع، شناخت تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال، مدیریت سرمایه و یک یا دو کلیپ یک ساعته و یک یا دو کتاب در حوزه روانشناسی ترید.

 بعد از طی مسیر بالا، خود را آماده ورود به بازار می دانیم. به ظاهر هم مشکلی وجود ندارد؛ ما فضای تئوری را پشت سر گذاشته ایم، به گمانمان بازار را هم می شناسیم، در فضای دمو کار کرده ایم، جمع و تفریق و ضرب و تقسیمِ مدیریت سرمایه را آموخته ایم، روانشناسی ترید هم در کنار همه این ها ما را با دو مفهوم آشنا کرده است: “ترس” و “طمع”.

همه چیز آماده سودآوری است و معاملات خود را در دنیای واقعی شروع می کنیم. اگر تصادفا چند معامله اول هم سود ده باشد، رویاپردازی هم شروع به شدت گرفتن می کند. اما زمان سپری می شود و ما کم کم احساس می کنیم یک جای کار می لنگد، سرو کله مشکلات از راه می رسد. معاملات درست جلو نمی روند، سودها کوچک می شوند و ضررها بزرگ تر و رفته رفته یک سوال تکراری در ذهنمان شکل می گیرد: “چرا نمی شود؟”.  شروع به مطالعه بیشتر می کنیم، استراتژی خود را  عوض می کنیم، قوانینمان را تغییر می دهیم، مدیریت سرمایه از دستمان خارج می شود، می بازیم و در صدد جبران بر می آییم، استرس را به بدترین شکل ممکن تجربه می کنیم، همیشه از لحاظ روانی برانگیخته ایم، پول بیشتری از دست می دهیم، نظریه های توطئه در ذهنمان شکل می گیرد، کلافه می شویم و در یک نقطه دیگر توان ادامه نداریم؛ نه از لحاظ روانی و نه از لحاظ مالی.

چه اتفاقی می افتد؟ چرا اکثر معامله گران، این بازار را با شکست و خاطرات تلخ ترک می کنند؟ وهمان سوال معروف که بارها تریدرهایی که به چارت خیره شده اند از خود می پرسند: “چرا نمی شود”.
جواب بسیاری از این شکست ها، نشدن ها و رفتن ها را می توان در یک چیز یافت: عدم آشنایی معامله گران با مفهوم “روانشناسی ترید” و عدم تسلط بر آن.

از تالس میلتوسی (+) بنیانگذار مکتب فلسفه طبیعی، سوال شد: مهم ترین و دشوارترین وظیفه بشر چیست؟ او پاسخ داد: “شناخت خود”.

شناخت خود نزدیکترین مفهوم به روانشناسی ترید است و روانشناسی ترید چیزی جز شناخت خود نیست و  همانطور که اولین فیلسوف تاریخ عنوان می کند، تسلط روی آن بسیار دشوار است. دنیل کراسبی در کتاب سرمایه گذار رفتاری (+) یکی از علت های شکست معامله گران در بازارهای مالی را اینگونه عنوان می کند:

“وال استریت در کمک به سرمایه گذاران در جهت شناخت خود، عقب مانده است؛ که گاهی پیامدهای فاجعه باری در پی دارد.”

اگر قرار است شما به سرمایه گذار، معامله گر یا تریدر خوبی تبدیل شوید، راهی جز روانشناسی ترید و سرمایه گذاری روی ذهن خود ندارید. ما بارها در سر فصل هایی مثل اقتصاد رفتاری بارها به سوگیری هایی مثل نتیجه گرایی، سوگیری خدمت به خود، و دیگر مباحث اقتصاد رفتاری پرداخته ایم و این مطالب مدام نیز در حال به روزرسانی و تکمیل تر شدن هستند. این سوگیری ها همان بقایای تکامل تدریجی ما انسان ها هستند که سال ها بقای ما را تضمین کرده اند. اما در بازارهای مالی که عمر درازی ندارند و ساخته و پرداخته دنیای مدرن هستند، این سوگیری ها، عدم شناخت کافی ما از پول و روانشاسی پول، عدم تسلط ما به تصمیم گیری، عدم تسلط ما به مفاهیم مربوط به استرس، مانند دشمنی عمل می کنند که قصد شکست ما را در بازارهای مالی دارند.

سرمایه گذاری روی ذهن و مفاهیم روانشناسی ترید، مادام العمر و تا زمانی که شما در بازارهای مالی فعالیت دارید، ادامه خواهد داشت. یا از طریق خودتان یا از طریق یک مربی در کنار شما. اعتقاد ما همانطور که در درس نقش مربی در ترید کردن از دنیل کانمن نقل کردیم، این است که ما به تنهایی نمی توانیم تمام خطاها و سوگیری هایی که خود درگیر آن هستیم را کشف کنیم .مسیر حرفه ای تریدر شدن با داشتن تریدر-مربی مسلط به روانشناسی ترید آغاز می شود.

تمرین :
اگر تجربه ای از کار با مربی، یا طی کردن مسیر خود در  بازارهای مالی را دارید، می توانید تجارب خود  را با ما به اشتراک بگذارید.


اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بهنام
بهنام
2 ماه قبل

تجربه خود من در اوایل ورود به بازار، یک‌چرخه بود. سود کوچک ضرر بزرگ، کال مارجین، تزریق سرمایه و ضررهای متوالی.
کم‌کم ریسک‌هام افزایش پیدا کردن و در یک‌دوره رنج سودهای زیادی کسب کردم و این توهم بهم دست داد که من به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل شدم. روندهای قدرتمند در طلا شروع شد و مجددا سرمایم رو بلعید.
ماهها همین چرخه ادامه داشت تا بالاخره در یک مصاحبه یکی از معروفترین مدیران سرمایه‌گذاری جهان رو دیدم که علت موفقیتش رو تسلط روی روانشناسی ترید و اقتصاد رفتاری می‌دونست. این مصاحبه من رو به سمت این دو مفهوم، مطالعه در موردشون و تسلط روی اون سوق داد و کم‌کم تریدم مسیر بهتری رو طی کرد تا به امروز.

حمید عابدینی
2 ماه قبل

واقعیت اینه که همهء ما در ابتدا فکر می کنیم از بقیه باهوش تریم. راهی رو پیدا کردیم که کسی بلد نیست. و همونطور که تو متن اشاره شده، ولی به اینکه اون شروع کار با سود همراه باشه. من قشنگ یادمه که اولین سرمایه ای که آوردم 300 دلار بود. طی چندتا معامله اون رو رسوندم به 461 دلار و طی چند ساعت از بین رفت اون پول. و الان بعد این همه سال خیلی خوشحالم که اون پول خیلی زود از بین رفت. چون اگر نمی رفت دیگه نقصی در خودم نمی دیدم. من تو تکنیکال عالی بودم و فاندامنتال رو هم کامل درک می کردم. تو دمو بازار مثل کف دست برام آشنا بود. ولی تو فضای واقعی همه چیز به هم می ریخت. اولین بار هم به دوستم گفتم و باهم در موردش خیلی حرف زدیم. راجع به اینکه تو دمو همه چی خوبه، ولی تو واقعیت همه چیز بد. آیا نوع تحلیل تکنیکال من تو گذر از دمو به حساب واقعی فرق می کرد؟ اصلا. و اخبار و حال و هوای بازار هم همونی بود که تو دمو بود. از اونجا اولین جرقه های روانشناسی ترید تو ذهنم فعال شدن. یک چیزی این وسط تغییر می کرد. و کم کم با روانشناسی معامله گری آشنا شدم. و مشکل بزرگتر همینجا بود، هیچ کسی نبود که شناخت درستی داشته باشه از موضوع. حتی خیلی از منابع خارجی هم در حد همون ترس و طمع و خشم و اینجور چیزا حرف زده بودن. مدرسه ترید، حاصل یک نیازه. مدرسه ترید از دل نیاز من متولد شد. از دل نیاز سایر دوستان تریدرم. و بعدها تصمیم گرفتیم فیش ها و مطالعات خودمون رو بیاریم تو قالب یک سایت مدون و مرتب. واقعا به نظرم مدرسه ترید هدیه ای بود از جانب بازار در ابتدا به من و بهنام. و بعد به سایر تریدرهایی که این سال ها با ما کار کردن و میوه ی شیرین این ماجرا رو چشیدن. در مورد مربی هم بگم که من دنبال خیلی ها رفتم که چیزی ازشون یاد بگیرم، خیلی هم شاگردی کردم و بابتش خوشحالم و ازشون ممنونم. اما تو روانشناسی ترید یک عالمه مربی سطح پایین داشتیم. مدرسه ترید این مساله رو هم برای خود من خیلی حل کرد. تونستیم با بهنام با گذاشتن چندین سال از عمرمون تو این راه، یه مدرسه ی آباد برای روانشناسی ترید بسازیم. و اغراق نیست اگر بگم چیزی از جنس دارالفنون در حوزه ی ترید، متولد شد.